دبیرستان زنده‌یاد حاج سید حسین نوایی

دولت آباد برخوار خیابان طالقانی خیابان سجاد خیابان شهید محمدمهدی داوری تلفن 03145823540
دبیرستان حاج سید حسین نوایی


دبیرستان زنده‌یاد حاج سید حسین نوایی

دولت آباد برخوار خیابان طالقانی خیابان سجاد خیابان شهید محمدمهدی داوری تلفن 03145823540

دوره نوجوانی

دوشنبه, ۳ آبان ۱۳۸۹، ۰۴:۰۷ ب.ظ

دوره نوجوانی

دوره نوجوانی از مهمترین و حساس‌ترین دوره‌های زندگی انسان به شمار می‌رود. در این دوره ، تغییراتی در جسم و روان نوجوان رخ می‌دهد که هرکدام به نوعی بر او اثر می‌گذارد. گاهی این تغییرات‌، شخصیت و منش او را به کلی دگرگون می‌سازد. از این رو شناخت جنبه‌های مهم روانی ، عقلانی، جسمانی و اخلاقی نوجوان ، این توانایی را به او و اطرافیانش می‌دهد تا شیوه صحیح برخورد با تغییرات جسمی و روحی دوره نوجوانی را بدانند. این آگاهی، از بروز ناسازگاریهای خاص این دوران جلوگیری می‌کند. دوران نوجوانی، همزمان با دوران بلوغ است. دوران بلوغ یکی از بحرانی‌ترین دوره‌های زندگی هر فرد است. دوره نوجوانی و بلوغ ، به سنین بین 11 تا 19 سالگی اطلاق می‌شود. گاهی گذشتن از مرز کودکی و رسیدن به قلمرو بلوغ ، با نابسامانیهای زیادی روبروست.

در این دوره ، نوجوان نه دیگر کودک به حساب می‌آید و نه هنوز به درستی بالغ شده است. وی در مرز بین این دو مرحله یعنی کودکی و بزرگسالی قرار دارد و با انتظارات خاص هر دو دوره روبرو است. اگر کاری کودکانه کند ، او را ملامت می‌کنند که بزرگ شده و این کار در شأن او نیست ، از سوی دیگر نیز در زمره بزرگسالان محسوب نمی شود.

والدین متوجه می‌شوند که کودک مطیع دیروز ، به کلی تغییر کرده و رفتارش متفاوت شده است. گاهی نوجوان در این دوره سنی ، ترش رو و یا گوشه‌گیر می‌شود و گاهی نیز تلاش می‌کند که توجه دیگران را حتی از طریق عصبانی کردنشان ، به خود جلب کند.

هویت انسان در نوجوانی شکل می‌گیرد. در این دوره ، نوجوان سؤالاتی از خود می پرسد مثل اینکه من کیستم؟ به کجا می روم و چه هدفی دارم؟ نحوه جوابگویی به این سؤالات ، در رشد هویت نوجوان تأثیر می‌گذارد. اگر او بتواند به این سؤالات پاسخ مناسب بدهد، احساس آرامش می‌کند وگرنه دچار اضطراب می‌شود. در دوره نوجوانی ، هویت یابی مسئله‌ای حاد می‌شود. بطوریکه نوجوان روز به روز برای دستیابی به هویت مشخص، تغییر جهت می‌دهد. در دوران نوجوانی، انسان با مجموعه‌ای از تغییرات شناختی - روانی و احساسی روبروست. نوجوان به این موضوع اهمیّت می‌دهد که در نزد دیگران چگونه جلوه می‌کند.

نوجوان درتلاش است تا بین تصوری که از خود دارد و تصوری که دیگران از او دارند، هماهنگی ایجاد کند. گاهی اوقات طرد شدن از سوی اجتماع و یا اطرافیان ، ممکن است باعث شود که نوجوان از هیچ راهی نتواند احساس هویت کند. البته دستیابی به احساس هویت فردی تا حدی به مهارتهای شناختی نیز بستگی دارد.

در مجموع باید گفت که برخی از نوجوانان در شناخت و درک خود ، موفق می‌شوند و برخی دیگر شکست می‌خورند. در هویت‌یابی ، مسایلی از قبیل روابط میان والدین و فرزندان ، مسایل فرهنگی و یا تغییرات اجتماعی دخالت دارد. در جوامع ساده و ابتدایی که تغییرات اجتماعی به کندی رخ می دهد ، شکل گیری هویت نسبتاً ساده است ، اما در جوامع پیچیده که تغییرات اجتماعی پی درپی است ، هویت یابی ممکن است فرایندی مشکل و طولانی داشته باشد. زیرا در این جوامع ، نوجوان با الگوهای فکری و رفتاری متعددی روبرو می شود. بنابراین در انتخاب ، با مشکل مواجه می‌شود.

در این دوران ، نوجوان احساس قدرت زیاد می کند. نوجوان در این مقطع سنی ، می تواند قضایای منطقی را درک کند و استدلال علمی در او قوی می‌شود. در دوره نوجوانی ، استعدادها و توانمندیها نیز اختصاصی‌تر می‌شود. به عنوان مثال ممکن است هر نوجوانی در دروس یا حرفه‌های خاصی موفقیت کسب کند. در دوره نوجوانی ، ساده اندیشی دوران طفولیت از بین می‌رود و نوجوان به سنجش و ارزیابی مسائل می پردازد تا در نظام ذهنی خود ، دوباره آنها را بسازد. از این رو شاید در مورد برخی امور متعارف شک کند و حتی از افکار و عقاید والدین خود انتقاد نماید. نوجوان در پی کسب استقلال فکری است. ممکن است درمورد اعتقادات خودش نیز دچار شک و تردید شود. نه اینکه آنها را نفی کند ، بلکه می خواهد ، آنها را دوباره بازسازی کند و زیربنایی استدلالی برای آنها بیابد. از اینرو والدین و مربیان نباید از شک و تردیدهای نوجوان ، دچار نگرانی و اضطراب شوند ، بلکه باید او را برای رسیدن به یقین ، یاری کنند . بنابراین شک ، توفقگاه خوبی نیست ، اما معبر و راهی مناسب برای رسیدن به حقیقت است .

از دیگر ویژگیهای دوره نوجوانی ، ابراز وجود است. اثبات شخصیت و نشان دادن قابلیتها ، یکی از مطبوع ترین لذات روحی و روانی در نوجوان است که برای نیل به آن از هیچ کوششی دریغ نمی کند. حس سازگاری با اجتماع ، یکی دیگر از تمایلات درونی نوجوانان و جوانان است . اگر نوجوانی در این مسئله موفق نشود ، دچار یأس و افسردگی می گردد.

دوره نوجوانی را باید یک مرحله بسیار مهم از زندگی تلقی کرد. دوره ای که با ویژگی هایش از سایر دوران زندگی متمایز می شود. این ویژگی ها عبارت اند از :

1-  نوجوانی ، یک دوره مهم به شمار می رود.

گرچه همه ی دوران عمر مهم است ولی این دوره  مهمتر از سایرین می باشد. زیرا تأثیرات ناگهانی بر رفتار و دیدگاه فرد دارد. با در نظر گرفتن این که سایر دوره‌های زندگی ، به دلیل تأثیرات درازمدت آن ، پرمعنی و قابل توجه هستند ، لیکن دوره‌ی نوجوانی ، یکی از دوره‌هایی است که از هر دو جنبه‌ی تأثیرات ناگهانی و درازمدت برخوردار و قابل توجه است. برخی از ادوار زندگی به دلیل تأثیرات فیزیکی و بدنی ، با اهمیت و برخی دیگر از لحاظ تأثیرات روانی قابل اعتنا هستند، لیکن نوجوانی  از هر دو جهت مهم است.

2 –  نوجوانی ، یک دوره ی انتقال (برزخی) است.

انتقال به معنی یک وقفه یا تغییر از آنچه که قبلاً انجام شده نیست، بلکه بیشتر عبور از مرحله ای از رشد به مرحله ی دیگر می باشد. این به آن معنا است که آنچه قبلاً واقع شده ، نشانه‌ی خود را روی آنچه که در زمان حال و آینده اتفاق می‌افتد ، باقی می‌گذارد. کودکان در زمانی که از خردسالی به بزرگسالی می رسند، باید جنبه‌های کودکانه را کنار بگذارند. همچنین باید الگوهای جدید رفتاری و نگرشی را بیاموزند تا جانشین آن چیزهایی شود که ترک کرده اند.

به هرحال ، این مهم است که درک کنیم آنچه قبلاً واقع شده ، نشانه‌های خود را باقی گذاشته است و بر الگوهایِ نوینی از رفتارها و نگرش های فرد اثر می‌گذارد.

در طی هر مرحله‌ی انتقالی ، وضع و جایگاه فرد مبهم است. نوجوان در این زمان نه کودک و نه بزرگسال است. اگر مانند کودکان رفتار کند ، به او گفته می شود که به مانند سن خودش عمل کند و اگر سعی کند نظیر بزرگسالان عمل کند ، اغلب متهم می شود که برای شلوارهای کوتاه خود ، خیلی بزرگ شده  و برای این تلاشی که انجام می‌دهد تا مثل بزرگترها عمل کند ، مورد سرزنش واقع می‌شود. از طرف دیگر ، موقعیت مبهم نوجوانان امروز ، این منفعت را برای آنها در بر دارد که فرصتی را به منظور آزمودن شیوه‌های مختلف زندگی به آنها می‌دهد تا آنها تصمیم بگیرند که چه الگوهای رفتاری ، ارزشی و نگرشی ، بهتر می‌توانند نیازهای آنان را تأمین نمایند.

3 –  نوجوانی ، یک دوره‌ی تغییر است.

میزان تغییر در نگرش‌ها و رفتار در طی دوره‌ی نوجوانی با میزان تغییر در وضعیت بدنی برابر است و در طی سال های اولیه نوجوانی ، زمانی که تغییرات بدنی با سرعت انجام می‌شود ، تغییرات در نگرش ها و رفتار نیز با شتاب به وجود می‌آید و همچنان که تغییرات بدنی آرام به پیش می‌رود. به همان نسبت نگرش ها و رفتار نیز تغییر می‌یابند.

تقریباً پنج نوع تغییر وجود دارد که در طی دوره ی نوجوانی واقع می شود:

نخست آن که ، حیات عاطفی (انفعالی) توسعه می یابد. شدت آن به سرعت و میزان تغییرات بدنی و روانی بستگی دارد که در این زمان واقع می گردد. زیرا این تغییرات ، معمولاً در اوایل نوجوانی سریع تر اتفاق می افتد. توسعه ی حیات عاطفی معمولاً در آغاز نوجوانی بیشتر از انتهای نوجوانی مطرح می شود. دوم این که ، سرعت تغییراتی که با رشد جنسی همراه است، نوجوانان را از خودشان و از استعدادها و علائقشان نامطمئن می‌سازد. آنها به شدت احساس بی ثباتی می کنند، احساسی که اغلب با تدابیر مبهمی که آنها از سوی معلمان و والدین دریافت می کنند، تشدید می‌شود.

سوم ، تغییراتی است که در بدن ، علائق و نقش‌هایی که در گروههای اجتماعی از آنان انتظار می‌رود ایفا نمایند، به وجود می‌آید و مسائل جدیدی را می‌آفریند. برای نوجوانان کم سن وسال ، این تغییرات بسیار زیاد است و کمتر از آنچه که قبلاً تصور می‌کردند قابل حل به نظر می رسد. قبل از این که آنها مسائلشان را حل کرده و به رضایت برسند ، با خودشان و مسائلشان درگیر خواهند بود.

چهارم ، همچنان که الگوهای علائق و رفتار تغییر می یابد، ارزش ها نیز متغیر خواهند بود. آنچه که در زمان کودکی برایشان مهم بود، اکنون که در آستانه‌ی بزرگسالی قرار دارند ، کمتر اهمیت پیدا می‌کند؛ به عنوان مثال ، برای بیشتر نوجوانان ، مسئله‌ی دوستانی که از همسالان هم تیپ و جذاب باشند ، مهمتر از تعداد زیادی دوست است  که سنخیت روحی با او نداشته باشند. آنها اکنون به مسئله کیفیت ، بیشتر از کمیت، اهمیت می دهند.

پنجم این که ، بیشتر نوجوانان در مورد تغییرات ، حالتی متغیـّر دارند. زمانی درخواست و تقاضای استقلال دارند، ولی اغلب از مسئولیت‌هایی که همراه با استقلال و ارزیابی آنهاست ، هراس دارند.

4 –  نوجوانی ، سنی  مسئله آفرین است.

گرچه هر سنی مسائل خاص خودش را دارد ، با این حال ، مسائل نوجوانان اغلب برای پسران و دختران به گونه ای است که آنها به سختی از عهده ی حلشان برمی آیند. دو دلیل برای این مسئله وجود دارد:

اول اینکه ، در سرتاسر دوره‌ی کودکی ، مسائل آنها بالاخره توسط والدین و معلمان حل می‌شود، در حالی که بسیاری از نوجوانان به دلیل بی تجربگی ، به تنهایی از عهده ی حل مسائلشان بر نمی‌آیند.

دوم اینکه نوجوانان دوست دارند احساس کنند که افرادی مستقل و آزاد هستند. آنها درخواست ارائه راهی را دارند که خودشان بتوانند از عهده‌ی حل مسائل برآیند و کوشش‌هایی را که از جانب والدین و معلمان برای کمک به آنها ارائه می‌شود ، نمی‌پذیرند.

5 –  نوجوانی ، زمان جستجوی هویت است.

در سراسر سن گروه گراییِ اواخر کودکی ، انطباق با معیارهای گروه به مراتب بسیار مهمتر از فرد گرایی است. همچنان که قبلاً  اشاره شد ، کودکان در لباس ، گفتار و رفتار علاقه‌مندند که تقریباً و در حد امکان شبیه افراد گروه باشند. هرگونه انحراف از معیار گروه به تهدید علیه تعلق به گروه شباهت دارد. در سال‌های اولیه نوجوانی ، تطابق با گروه هنوز برای دختران و پسران حائز اهمیت است. به تدریج آنها درصدد جستجوی هویت بر می‌آیند و تمایل چندانی به این که شبیه همسالان خود در گروه باشند، ندارند.

6 – نوجوانی ، سن هراس است.

بسیاری از عقاید عمومی درباره نوجوانان، به شرح وضعیت آنها و ارزیابی هایی در این زمینه پرداخته است و متأسفانه تعدادی از آنها ، نظری منفی نسبت به نوجوانان می باشد. پذیرش قالب‌های فرهنگی در مورد  نوجوانان (13 تا 19 ساله‌ها) بسیاری از بزرگسالانی را که باید راهنمایی و حمایت از نوجوانان را عهده‌دار شوند به این مرحله هدایت کرده است که از چنین مسئولیتی در قبال نوجوانان بهراسند و در نگرش‌های خود نسبت به آنان و تدابیری که در رابطه با رفتار نوجوانان باید اتخاذ شود ، احساس همدلی نداشته باشند.

7 – نوجوانی ، زمانِ آرمان گرایی است.

نوجوانان تمایل دارند که به زندگی از ورای عینک سایه و روشن نگاه کنند. آنها به خود و سایرین آن چنان می‌نگرند که دوست دارند بهتر از آنچه که هستند ، خود را باور کنند. این مطلب به ویژه در مورد آرزوهای نوجوان صادق است. این  آرزوها در اوایل نوجوانی با توسعه‌ی عواطف همراه هستند. بیشتر حالات غیر واقعی آنان شامل رنجش زیاد ، آزار و ناکامی است و نوجوانان زمانی که احساس کنند دیگران آنها را دست کم می‌گیرند و یا به اهدافشان دست نمی یابند ، این حالات را از خود نشان می‌دهند.

با توسعه ی تجارب اجتماعی و شخصی و با افزایش قدرت تفکر عقلانی ، نوجوانان رشد یافته تر ، به خود ، خانواده ، دوستان و زندگی به طور کلی واقع بینانه‌تر می‌نگرند. در نتیجه آنها کمتر از ناامیدی و توهم معقول رنج می‌برند و نسبت به سالهایی که جوانتر بودند واقع‌گراتر می‌شوند. این یکی از موقعیت‌هایی است که آنها را در شادی‌های بیشتری که خاص نوجوانان رشد  یافته‌تر است ، مشارکت می دهد.

8 – نوجوانی ، آستانه بزرگسالی است.

همچنان که نوجوانان به بلوغ قانونی می‌رسند و می خواهند این باور را پیدا کنند که نزدیک بزرگسالان هستند . مثل آنها لباس می‌پوشند و مانند آنها عمل می‌کنند ولی با این حال تصور می‌کنند که اینها کافی نیست. بنابراین ،  روی رفتارهایشان متمرکز می‌شوند تا بتوانند با بزرگسالان معاشرت نمایند. نوجوانان معتقدند که این رفتارها تصویری دلخواه از آنان را به وجود می‌آورد.

۸۹/۰۸/۰۳

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">

دبیرستان حاج سید حسین نوایی دولت آباد