دبیرستان زنده‌یاد حاج سید حسین نوایی

دولت آباد برخوار خیابان طالقانی خیابان سجاد خیابان شهید محمدمهدی داوری تلفن 03145823540
دبیرستان حاج سید حسین نوایی


دبیرستان زنده‌یاد حاج سید حسین نوایی

دولت آباد برخوار خیابان طالقانی خیابان سجاد خیابان شهید محمدمهدی داوری تلفن 03145823540

http://www.spacescience.ir

ظهر حقیقی یا نیم روز، زمانی است که خورشید در بیشترین ارتفاع محلی خود ظاهر می‌شود. اما این بیشترین ارتفاع مورد بحث به دو پارامتر موقعیت رصد کننده (عرض جغرافیایی) و تاریخ رصد بستگی دارد.

ما روی زمین که یک جسم کروی است، زندگی می‌کنیم. بنابراین بیشترین ارتفاع محلی خورشید به عرض جغرافیایی که در آن ساکن هستیم، بستگی دارد.

فرض کنیم سه دوست، یکی ساکن در استوا (عرض جغرافیایی صفر درجه)، دومی ساکن در عرض جغرافیایی 45 درجه و سومی ساکن قطب حقیقی شمال (عرض جغرافیایی 90 درجه) باشند. همچنین فرض می‌کنیم که هر سه بر روی یک طول جغرافیایی زندگی می‌کنند.

در هنگام ظهر محلی و در اولین روز از بهار، دوست ساکن بر خط فرضی استوا می‌تواند  خورشید را درست در بالای سر خود مشاهده کند. این در شرایطی است که به دلیل انحنای کره زمین، دوست دوم که در عرض حغرافیایی 45 درجه زندگی می‌کند، خورشید را در ارتفاع 45 درجه و در سمت جنوب می‌بیند. در همان زمان دوست سوم که در قطب شمال ساکن است، خورشید را درست در لبه افق و روبروی خود می‌یابد، درست مثل اینکه خورشید قصد دارد تازه طلوع کند. (تصاویر زیر)

اما با گذشت روزها، این سه دوست مشاهده خواهند کرد که ارتفاع خورشید در آسمان نیز تغییر می‌کند. این تغییر ارتفاع به کجی محور زمین و چرخش آن به دور خورشید وابسته است.

محور زمین نسبت به امتداد صفحه استوای خورشید، که زمین روی آن به دور این تک ستاره منظومه شمسی می‌چرخد، 23/5 (بیست و سه و نیم) درجه کج است. اما خصوصیت اصلی این محور کج این است که نسبت به دستگاه اینرسی، همواره در یک جهت قرار دارد. بنابراین با چرخش زمین به دور خورشید، زاویه تابش نور به عرضهای جغرافیایی مختلف زمین دائماً تغییر می‌کند. همین موضوع است که باعث می‌شود ما در زمین چهار فصل مختلف داشته باشیم.

۲ نظر ۰۱ ارديبهشت ۸۹ ، ۰۸:۴۸

یک زن جوان در سالن فرودگاه منتظر پروازش بود . چون هنوز چند ساعت به پروازش باقی مانده بود، تصمیم گرفت برای گذراندن وقت کتابی خریداری کند. او یک بسته بیسکویت نیز خرید.

او بر روی یک صندلی دسته‌دار نشست و در آرامش شروع به خواندن کتاب کرد.

در کنار او یک بسته بیسکویت بود و مردی در کنارش نشسته بود و داشت روزنامه می‌خواند.

وقتی که او نخستین بیسکویت را به دهان گذاشت، متوجه شد که مرد هم یک بیسکویت برداشت و خورد. او خیلی عصبانی شد ولی چیزی نگفت. ...

۲ نظر ۳۰ فروردين ۸۹ ، ۱۲:۱۸

http://amozesh--riazi.blogfa.com

چهل اصل شادی بخش

1 »  شادی خود را به هیچ چیز و هیچ کس وابسته نکن تا همیشه از آن برخودار باشی .

2 »  انتظار نداشته باش همیشه آن چه در اطرافت اتفاق می افتد مطابق میل و خواسته ات باشد.

3 » هنگام عصبانیت هیچ تصمیمی نگیر.

4 » از سختی ها و مشکلات زندگی استقبال کن و با غلبه برآن ها به خود پاداش بده.

5 » اجازه نده اتفاقات ناخوشایند روحیه ات را خراب کند.

6 » انتظار نداشته باش با منفی نگری جسمی سالم داشته باشی.

7 » با بحث های بی نتیجه انرژی خود را هدر نده .

8 » از هیچ کس و هیچ چیز توقع نداشته باش.

9 » تا با خود مهربان نباشی ، نمی توانی مهر بورزی .

10 » قبل از مطمئن شدن ، در مورد هیچ چیز قضاوت نکن .

۱ نظر ۲۸ فروردين ۸۹ ، ۱۹:۱۰
۰ نظر ۲۸ فروردين ۸۹ ، ۱۰:۳۸

آورده‌اند که شیخ جنید بغدادی به عزم سیر از شهر بغداد بیرون رفت و مریدان از عقب او. شیخ احوال بهلول را پرسید. گفتند او مردی دیوانه است. گفت او را طلب کنید که مرا با او کار است. پس تفحص کردند و او را در صحرایی یافتند. شیخ پیش او رفت و در مقام حیرت مانده سلام کرد. بهلول جواب سلام او را داده پرسید کیستی؟ عرض کرد منم شیخ جنید بغدادی. فرمود تویی شیخ بغداد که مردم را ارشاد می‌کنی؟ عرض کرد آری. بهلول فرمود طعام چگونه میخوری؟ عرض کرد اول بسم‌ا... می‌گویم و از پیش خود می‌خورم و لقمه کوچک برمی‌دارم، به طرف راست دهان می‌گذارم و آهسته می‌جوم و به دیگران نظر نمی‌کنم و در موقع خوردن از یاد حق غافل نمی‌شوم و هر لقمه که می‌خورم بسم‌ا... می‌گویم و در اول و آخر دست می‌شویم.

۰ نظر ۲۷ فروردين ۸۹ ، ۱۰:۵۱

الشرف بالهمم العالیه لا بالرمم البالیه؛

شرافت به همت های بلند است نه به استخوان های پوسیده.

 

الفعل الجمیل ینبی عن علو الهمه؛

کردار زیبا از بلندی همت خبر می دهد.

 

الطاعه همه الأکیاس، المعصیه همه الأرجاس؛

فرمانبری از خداوند همت زیرکان است. نا فرمانی از خدا همت پلیدان است.

 

أشرف الهمم رعایه الذمام؛

شریف ترین همت ها نگهداری حق و حرمت ها و رعایت عهد و پیمان هاست.

 

الکف عما فی أیدی الناس عفه و کبر همه؛

طمع نداشتن به آنچه در نزد مردم است، (نشان) عزت نفس و بلند همتی است.

 

من شرف الهمه لزوم القناعه؛

پایبندی به قناعت، از والایی همت است.

 

اقصر همتک علیما یلزمک و لا تخض فیما لا یعنیک؛

همت خود را صرف چیزهایی کن که به آن نیاز داری و آنچه را به کار تو نمی آید پی گیری مکن.

 

نعوذ بالله من المطامع الدنیه و الهمم الغیر المرضیه؛

به خدا پناه می بریم از مطامع پست و همت ها و خواسته های ناپسند.

 

إن سمت همتک لإصلاح الناس فابدأ بنفسک، فإن تعاطیک صلاح غیرک و انت فاسد أکبر العیب؛

اگر همت والای اصلاح مردم را در سرداری، از خودت آغاز کن، زیرا پرداختن تو به اصلاح دیگران، در حالی که خود فاسد باشی بزرگترین عیب است.

 

ما أبعد الخیر ممن همته بطنه و فرجه؛

چه دور است خیر و خوبی از کسی که هم و غمش شکم و شرمگاه اوست. 

۱ نظر ۲۴ فروردين ۸۹ ، ۱۲:۱۱
۰ نظر ۲۴ فروردين ۸۹ ، ۱۰:۳۰
۰ نظر ۲۴ فروردين ۸۹ ، ۱۰:۲۷

نکته‌هایی برای همکاران:

1- همه‌ی سوالات دانش‌آموزان را به طور کامل پاسخ دهید.

2- به دانش‌آموزان نخندید بلکه با آن‌ها بخندید.

3- هیچگاه سکوت دانش‌آموزان نشانه‌ی فهمیدن نیست.

4- کمتر تدریس کنید و بیشتر یاد بدهید.

5- به علم خود مغرور نباشید.

6- همیشه و همواره به ارزشیابی اهمیت بدهید.

7- از وسایل و امکانات آموزشی حداکثر استفاده را ببرید.

8- کیفیت تدریس مهم‌تر از کمیت تدریس می‌باشد.

9- آرام و شمرده تدریس کنید.

10- همواره به زمان تدریس توجه داشته باشید تا با کمی یا زیادی وقت مواجه نشوید.

11- هنگام تدریس تنوع را فراموش نکنید.

12- هنگام تدریس به دانش‌آموزان نگاه یکسان داشته باشید.

۱ نظر ۲۴ فروردين ۸۹ ، ۱۰:۱۳
۰ نظر ۲۳ فروردين ۸۹ ، ۱۹:۳۴
۰ نظر ۲۳ فروردين ۸۹ ، ۰۸:۴۴

بــاز مـــی‌آیــــد بــــهـــار دلـنشین

 بــاز بــلـبــل مــی‌شــود با گُل قَرین

بــاز صـــحــرا پـُر شقایق می‌شود

بــاز روشــن قــلب عـاشق می‌شود

فــصــل ســـرد از هــیــبت باد بـهار

مــی‌کــنـــد از پــیـش روی او فـرار

ســفــره‌هــا بــا هـفت سین آراسته

بــا گُـــلِ مـــِهـــر و صــفـــا پیراسته

بــر ســر سفره جـوان و خُرد و پیر

ســبزه و آئــیــنـه و مــاهـی و سـیر

سـیـب و سـنـبـل در کـنـار یــاسـمـن

عطر بــیــد مـِشک چــون مُشک خُتَن

سرکه و سنجد، سماق و شمع و گُل

عـــیـــد آمــد بـــا دف و ســاز و دُهُل

ســال نــو تـحـویل و سال کهنه رفـت

هــم دل مــا تـازه شد هم شال و رخت

یــا مــُقــلّب، قــلب مـــا را شـــاد کــن

 یـــا مـــُدبّـــر، خـــانــــه را آبـــاد کـــن

یـــا مـــُحـــول، اَحســــنُ الــحالم نما

از بـــدیـــهــــا فـــارغُ الـــبـــالــم نـما

ایـــن دل «جـــاویــد» را پـاک از ریـا

کُــن خــــدا، ای قـــادر بـــی مــنـتــها

شاعر: محمّد جاوید

۴ نظر ۰۱ فروردين ۸۹ ، ۱۴:۱۲

تاریخچه شهر دولت آباد

شهر دولت آباد به عنوان مرکز شهرستان برخوار درفاصله کمتر از 10 کیلو متری شمال پایتخت فرهنگی جهان اسلام و شهر تاریخی اصفهان قراردارد شهر که در دشت وسیع برخوار واقع شده  بالغ بر 16 کیلومتر مربع وسعت دارد موقعیت جغرافیایی شهر گویای آن است که در ارتفاع 1550 متری از سطح دریا در  ٌ40 و 51 طول شرقی و 49 و 32 عرض شمالی واقع شده است. آب و هوای شهر نیمه بیابانی و چهار فصل کاملاً مشخص دارد.

۱ نظر ۲۵ اسفند ۸۸ ، ۱۷:۱۱
۱ نظر ۲۴ اسفند ۸۸ ، ۱۷:۵۲
۰ نظر ۲۳ اسفند ۸۸ ، ۱۰:۳۲

دبیرستان حاج سید حسین نوایی دولت آباد