دبیرستان زنده‌یاد حاج سید حسین نوایی

دولت آباد برخوار خیابان طالقانی خیابان سجاد خیابان شهید محمدمهدی داوری تلفن 03145823540
دبیرستان حاج سید حسین نوایی


دبیرستان زنده‌یاد حاج سید حسین نوایی

دولت آباد برخوار خیابان طالقانی خیابان سجاد خیابان شهید محمدمهدی داوری تلفن 03145823540

۷۶ مطلب با موضوع «مذهبی ، تربیتی» ثبت شده است

امام حسن مجتبی (ع) نسبت به دردمندان و تیره‌بختان جامعه بسیار دلسوز بودند و با خرابه ‌نشینان دردمند و اقشار مستضعف و کم‌درآمد همراه و همنشین می‌شدند و دردِ دلِ آن‌ها را با جان و دل می‌شنیدند و به آن ترتیب اثر می‌دادند و در این حرکت انسان‌دوستانه جز خداوند را مد نظر نداشتند. هیچ فقیر و مسکینی از در خانه حضرت ناامید برنگشت و حتی خود ایشان به سراغ فقرا می‌رفتند و آن‌ها را به منزل دعوت می‌‌کردند و به آن‌ها غذا و لباس می‌دادند.

۰ نظر ۱۰ خرداد ۹۷ ، ۰۰:۰۰

حضرت خدیجه اولین همسر پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله و سلم و اولین زنی که اسلام آورد و مادر فاطمه زهرا که از زنان مشهور تاجر عرب و حجاز به شمار می‌رفت. پدرش خویلد بن اسد و مادرش فاطمه (دختر زائدة بن اصم) که سلسله آن‌ها از "لوی" با پیغمبر اکرم و سایر هاشمیان، مشترک می‌شود. خدیجه از طرف پدر با رسول خدا، عموزاده و نسب هر دو به "قصی بن کلاب" می‌رسد. او از خانواده‌های اصیل و اشراف مکه است. تولد او نیز در مکه و چندین سال قبل از «عام الفیل» بوده است. حضرت خدیجه قبل از ازدواج با رسول خدا، ۲ بار شوهر کرده بود که هر دو از دنیا رفته بودند او از شوهر دوم خود "ابوهالة بن‌تمیمی" فرزندی داشت که نامش "هند" بود که از همین جهت به او لقب "ام هند" دادند. عده‌ای از علمای بزرگ معتقدند که خدیجه قبلاً ازدواجی نکرده بود و فرزندان منتسب به او، مربوط به خواهرش است.

۰ نظر ۰۵ خرداد ۹۷ ، ۱۶:۵۲

برخی افراد هنگامی که از زیر درخت میوه‌ای رد می‌شوند ، تا چشمشان به میوه‌های درخت می‌افتد هوش از سرشان می‌رود و هوس خوردن میوه می‌کنند و به همین خاطر سنگ برداشت به سوی درخت پرتاب می‌کنند. وقتی سنگ به شاخه درختی برخورد می‌کند ، رسیده‌ترین میوه‌ها بر زمین می‌افتد.

این داستان رفتار برخی افراد است که به ما جسارت و توهین می‌کنند و چقدر خوب است که انسان بتواند پاسخ بدی‌ها را با زبان خوش و شیرین و بار کارهای پسندیده بدهد همانطوری‌که درخت در پاسخ به پرتاب سنگ به آنان میوه خوشمزه هدیه می‌کند

۰ نظر ۱۸ ارديبهشت ۹۷ ، ۰۸:۵۵

متوکل، خلیفه‌ی سفّاک و جبار عباسی، از توجه معنوی مردم به امام هادی علیه‌السلام  بیمناک بود و از این که مردم فرمان او را اطاعت می‌کردند، رنج می‌برد.

سخن‌چینان به او گفتند: ممکن است علی بن محمد قصد انقلاب داشته باشد و بعید نیست اسلحه یا نامه‌هایی که بر این مطلب دلالت داشته باشد در خانه‌اش پیدا شود.

از این رو متوکل یک شب بی‌خبر، بعد از آن که نیمی از شب گذشته بود و همه‌ی چشم‌ها به خواب رفته بودند و هر کسی در بستر خویش استراحت می‌کرد، عده‌ای از دژخیمان و اطرافیان خود را به خانه‌ی امام فرستاد که خانه‌اش را بگردند و خود امام را نیز حاضر کنند.

متوکل این تصمیم را در حالی گرفت که بزمی تشکیل داده بود و مشغول می‌گساری بود. مأموران سرزده وارد خانه‌ی امام شدند و اول سراغ خودش رفتند. او را دیدند که در اتاقی روی سنگریزه نشسته و به راز و نیاز با پروردگار مشغول است. وارد سایر اتاق‌ها شدند؛ اما از آنچه می‌خواستند چیزی نیافتند. ناچار به همین مقدار قناعت کردند که خود امام را به حضور متوکل ببرند.

۰ نظر ۰۱ فروردين ۹۷ ، ۱۴:۰۹

حضرت صادق علیه‌السلام  فرمودند: مردی یهودی از محلی که پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله با اصحاب نشسته بودند، می‌گذشت. در این هنگام پیامبر (ص) به اصحاب خود فرمودند این شخص را مار سیاهی می‌گزد و می‌میرد.

یهودی به راه خود رفت، پشته‌ی بزرگی هیزم جمع‌آوری کرد و طولی نکشید که بازگشت. در این هنگام ، پیامبر صلی الله علیه و آله به او فرمود: پشته‌ات را زمین بگذار.

او هیزم را بر زمین نهاد، دیدند مار سیاهی چوبی را به دندان گرفته است. از او سؤال فرمودند: امروز چه کردی؟ عرض کرد: کاری نکردم، هیزم را که جمع کردم دو گرده نان داشتم، یکی را خوردم و دیگری را به مستمندی صدقه دادم.

 پیامبر صلی الله علیه و آله فرمودند: با همان صدقه از مرگش جلوگیری شد، صدقه مرگ ناگهانی و ناروا را از انسان بر می‌گرداند.

منبع: فروع کافی

۰ نظر ۰۶ دی ۹۶ ، ۰۸:۱۲

حضرت صادق علیه‌السلام  فرمودند: یک روز حضرت موسی علیه‌السلام  به مردی از پیروان خود برخورد کرد که در حال سجده بود، از آن جا رد شد.

پس از انجام دادن کار خود برگشت و باز او را در حال سجده دید، به آن مرد گفت: اگر حاجت تو به دست من بود برآورده می‌کردم.

به موسی علیه‌السلام  خطاب شد: اگر آن قدر سجده کند که گردنش قطع شود از او نمی‌پذیرم مگر این که قلب خود را پاک کند؛ آنچه من دوست دارم او نیز دوست بدارد و از آنچه نسبت به آن بی‌میلم او هم بی‌میل شود.

منبع: روضه‌ی کافی

۰ نظر ۰۶ دی ۹۶ ، ۰۸:۱۱

- اولین راهکار این که اگر توانستید تحمل کرده و با آرامش به حرفهای‌شان گوش کرده بدون اینکه خود را در جایگاه پدر یا مادر بدانید، بلکه خود را یک دوست صمیمی و هم سن و سال او بدانید و راهنمایی‌اش کنید.

- فرزندان خود را همان طوری که هستند بپذیرید، بدون مقایسه  با فرزندان دیگران، اگر می‌خواهید واقعا آن‌ها را از دست ندهید.

- علاقه و دوست داشتن خودمان را به آن‌ها به صورت جملاتی شیرین اما نه به شکل چرب زبانی به فرزندمان ابراز کنیم.

- با جوانان و نوجوانان به زبان دل آن‌ها و مناسب با زمان زندگی آن‌ها سخن بگوییم، در قالب احترام و تشویق در فرزندانمان ایجاد امنیت روانی و انگیزه مثبت کنیم

۰ نظر ۲۳ آذر ۹۶ ، ۱۰:۲۳

هر چند عصبانیت یک هیجان طبیعی است، اما وقتی از کنترل خارج شود، می‌تواند مشکلاتی در خانواده، کار و ارتباطات اجتماعی پدید بیاورد و حتی زندگی روزمره را با اختلال روبه‌رو کند. این در حالی است که به عقیده بسیاری از روان‌شناسان نباید خشم و عصبانیت خود را سرکوب کنیم.

روانشناسان معتقدند فرو خوردن خشم نه تنها مشکلات جسمی زیادی به همراه خواهد داشت، بلکه سبب می‌شود انرژی منفی ناشی از عصبانیت را در موقعیتی دیگر و در ارتباط با دیگرانی که ربطی هم با موضوع ندارند، تخلیه کنیم و مشکلات جدیدی به وجود آوریم. به عبارتی، با تبدیل عصبانیت به پرخاشگری، زمینه بروز رفتار پرخاشگرانه را افزایش خواهیم داد.

 حال پرسش اینجاست که مناسب‌ترین واکنش در برخورد با موقعیت‌های تنش‌زا چیست؟ متن پیش رو با ارائه شش راهکار سعی می‌کند به افراد کمک کند تا عصبانیت خود را درک و کنترل کنند

۰ نظر ۲۱ آذر ۹۶ ، ۱۰:۰۲

یک شرکت بزرگ قصد استخدام تنها یک نفر را داشت. بدین منظور آزمونی برگزار کرد که تنها یک پرسش داشت. پرسش این بود: شما در یک شب طوفانی سرد در حال رانندگی از خیابانی هستید. از جلوی یک ایستگاه اتوبوس در حال عبور هستید. سه نفر داخل ایستگاه منتظر اتوبوس هستند.

یک پیرزن که در حال مرگ است.

یک پزشک که قبلاً جان شما را نجات داده است.

و یک (خانم یا آقا) که در رویاهایتان خیال ازدواج با او را دارید.

۰ نظر ۱۸ آذر ۹۶ ، ۰۹:۴۶

مرد فقیری از خدا سوال کرد: چرا من اینقدر فقیر هستم؟!

خدا پاسخ داد: چون یاد نگرفته‌ای که بخشش کنی!

مرد گفت: من چیزی ندارم که ببخشم.

خدا پاسخ داد: دارایی‌هایت کم نیست!

یک صورت، که می‌توانی لبخند بر آن داشته باشی!

یک دهان، که می‌توانی با آن از دیگران تمجید کنی و حرف خوب بزنی!

یک قلب، که می‌توانی به روی دیگران بگشایی!

و چشمانی که می‌توانی با آنها به دیگران با نیت خوب نگاه کنی!

۰ نظر ۱۳ آذر ۹۶ ، ۱۱:۳۷

💠 به کودک کمک کنید به خود اعتماد کند. او را به طور مستقیم تصحیح نکنید. اشتباهاتش را با تنبیه و داد زدن جواب ندهید. بگذارید بداند همه اشتباه می‌کنند.

💠 وقتی فرزندتان به سراغ شما می‌آید، کارتان را قطع کنید (صحبت با تلفن، حرف زدن با یک دوست، تماشای تلویزیون) و به چشمانش نگاه کنید. اگر لازم بود به  او بگویید صبر کند تا کار شما تمام شود.

💠 با او قهر نکنید.

💠 نام فرزندتان را با آهنگی خوش بیان کنید.

۰ نظر ۱۳ آذر ۹۶ ، ۱۱:۳۳

مردی به زیارت می‌رفت. جوانمردی به او رسید و پرسید  کجا می‌روی‌؟

مرد گفت‌: به زیارت می‌روم ، به دیاری.

جوانمرد گفت‌: چه می‌خواهی و چه طلب می‌کنی از زیارت؟

مرد گفت‌: خدا را طلب می‌کنم‌.

جوانمرد گفت‌: خدای دیار خود را چه کرده‌ای که به دیار دیگر در طلبش می‌روی‌؟

پیامبر، ما را گفت‌: علم را به چین اگر باشد ، جستجو کنید اما نگفت برای جستجوی خدا نیز باید به جایی رفت.

جوانمرد می‌رفت و با خود می‌گفت‌: مردم ، خدا را در مسجد می‌جویند ، ما هر جا که هستیم مسجد است‌.

مردم ، مبارکی را در رمضان می‌یابند و ما ماههایمان همه رمضان است.

 مردم ، عیدشان آدینه است و ما هر روزمان عید و آدینه است.

۰ نظر ۱۰ آذر ۹۶ ، ۱۵:۴۵

لیلة‌المبیت شبی است که حضرت علی علیه‌السلام به جای پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله در بستر آن حضرت خوابید تا رسول خدا (ص) از توطئه قتلی که مشرکان مکه برای او ریخته بودند بتواند جان سالم به در ببرد و از مکه به مدینه هجرت بنماید.

این واقعه در اول ماه ربیع‌الاول سال چهاردهم بعثت رخ داد. شب مقرر فرارسید. مکه و محیط خانه پیامبر صلى الله علیه و آله و سلم در تاریکى شب فرو رفته بود. ماموران مسلح قریش هر یک از سویى به جانب خانه رسول خدا روى آوردند.

۰ نظر ۲۹ آبان ۹۶ ، ۱۳:۱۳

امام علی ‌بن موسی‌الرضا (علیه السلام) هشتمین امام شیعیان از سلاله پاک رسول خدا و هشتمین جانشین پیامبر مکرم اسلام می‌باشند.

ایشان در سن 35 سالگی عهده‌دار مسئولیت امامت و رهبری شیعیان گردیدند و حیات ایشان مقارن بود با خلافت خلفای عباسی که سختی‌ها و رنج بسیاری را بر امام روا داشتند و سر انجام مأمون عباسی ایشان را در سن 55 سالگی به شهادت رساند. در این نوشته به طور خلاصه، بعضی از ابعاد زندگانی آن حضرت را بررسی می‌نماییم.

۰ نظر ۲۷ آبان ۹۶ ، ۰۹:۴۳

حضرت امام رضا علیه‌السلام از پدران گرامی خود نقل فرموده است: برخی از امیرمؤمنان علی‏ علیه‌السلام تقاضا کردند پیامبر صلی‌الله علیه و آله و سلم را چنان توصیف بفرما که گویی او را مشاهده می‏کنیم زیرا ما مشتاق اوییم.

آن بزرگوار فرمود: پیامبر خدا صلی‌الله علیه و آله چهره‌‏ای سپید آمیخته به سرخی داشت، چشمانش کاملاً سیاه، و مویش صاف و بدون چین و شکن بود. محاسنی انبوه داشت و گیسویش تا بنا گوش می‌‏رسید، خط میان سینه او باریک و ظریف بود، گردنش گویی تنگی از نقره است و ترقوه‌‏هایش چون طلا می‌‏درخشید.

۰ نظر ۲۶ آبان ۹۶ ، ۱۳:۲۷

دبیرستان حاج سید حسین نوایی دولت آباد