دبیرستان زنده‌یاد حاج سید حسین نوایی (دوره اول)

دولت آباد برخوار خیابان طالقانی خیابان سجاد خیابان شهید محمدمهدی داوری تلفن 03145823540
دبیرستان حاج سید حسین نوایی


دبیرستان زنده‌یاد حاج سید حسین نوایی (دوره اول)

دولت آباد برخوار خیابان طالقانی خیابان سجاد خیابان شهید محمدمهدی داوری تلفن 03145823540

۰ نظر ۱۷ بهمن ۹۴ ، ۱۳:۰۵

۰ نظر ۱۱ بهمن ۹۴ ، ۱۱:۵۴

۰ نظر ۱۰ بهمن ۹۴ ، ۱۴:۵۹

گویند کامران میرزا فرزند ناصرالدین شاه تعدادی نایب در اختیار داشت که مأمور اجرای اوامر او بودند. این مأموران برای جلب توجه بیشتر و زهر چشم گرفتن از مردم، خود را به قیافه‌های مخصوصی در می‌آوردند، یکی سبیل بلند و دیگری سبیل چخماقی می‌گذاشت.

یکی از این مأموران یک طرف صورتش سبیل نداشت. روزی کامران میرزا در حال سان دیدن از مأموران بود، به محض این که به این مأمور رسید، از قیافه او خنده‌اش گرفت و گفت: آن نصفه سبیلت را کجا گذاشته‌ای؟

۰ نظر ۰۹ بهمن ۹۴ ، ۲۰:۰۱

بهول شبی در خانه‌اش مهمان داشت و در حال صحبت با مهمانش بود که قاصدی از راه رسید. قاصد پیام قاضی را برای او آورده بود. قاضی می‌خواست بهلول آن شب شام مهمانش باشد. بهلول به قاصد گفت: از طرف من از قاضی عذر بخواه ، من امشب مهمان دارم و نمی‌توانم بیایم.

قاصد رفت و چند دقیقه دیگر برگشت و گفت: قاضی می‌گوید قدم مهمان بهلول هم روی چشم. بهلول بیاید و مهمانش را هم بیاورد.

۰ نظر ۰۹ بهمن ۹۴ ، ۱۹:۵۷

۰ نظر ۰۶ بهمن ۹۴ ، ۱۷:۱۲

مرد فقیری به شهری وارد شد، هنوز خورشید طلوع نکرده بود و دروازه شهر باز نشده بود. پشت در نشست و منتظر شد، ساعتی بعد در را باز کردند، تا خواست وارد شهر شود، جمعی او را گرفتند و دست بسته به کاخ پادشاهی بردند، هر چه التماس کرد که مگر من چه کار کردم، جوابی نشنید.

۰ نظر ۰۶ بهمن ۹۴ ، ۱۷:۰۶

۰ نظر ۰۶ بهمن ۹۴ ، ۱۶:۵۶
۰ نظر ۰۶ بهمن ۹۴ ، ۱۲:۱۲
۰ نظر ۲۹ دی ۹۴ ، ۱۲:۳۲

۰ نظر ۲۹ دی ۹۴ ، ۱۲:۲۸

زمانی که نوجوان با دوران کودکی‌اش خداحافظی کرده و پا به دوره بلوغ می‌گذارد، به دلیل تغییر ظاهر و بروز صفات ثانویه جنسی، دوران پر استرسی را پیش رو دارد و دغدغه‌های ذهنی زیادی برایش ایجاد می‌شود.

ظهور صفات ثانویه جنسی در دوران بلوغ برای نوجوانان ایجاد استرس و نگرانی می‌کند. دلیل اصلی ایجاد چنین استرسی‌هایی چیست؟

۰ نظر ۲۷ دی ۹۴ ، ۲۰:۰۲

در کشور دانمارک با قطار سفر می‌کردم. بچه‌ای بسیار شلوغ می‌کرد. خواستم او را آرام کنم. به او گفتم اگر آرام باشد برای او شکلات خواهم خرید. آن بچه قبول کرد و آرام شد.

قطار به مقصد رسید و من هم خیلی عادی از قطار پیاده شده و راهم را کشیدم و رفتم.

ناگهان پلیس مرا خواند و اعلام نمود شکایتی از شما شده مبنی بر اینکه به این بچه دروغ گفته‌اید. به او گفته‌ای شکلات می‌خرم ولی نخریدی!

با کمال تعجب بازداشت شدم!

۰ نظر ۲۷ دی ۹۴ ، ۱۹:۴۰

۰ نظر ۲۴ دی ۹۴ ، ۱۵:۱۴

ضرب‌المثل از دماغ فیل افتادن ضرب‌المثلی که از دیرباز میان مردم رد و بدل می‌شود، به کسی اطلاق می‌شود که به اصطلاح، خودش را بسیار می‌گیرد.

به زبان صریح‌تر مردم به کسی که از خودراضی باشد و تکبر و خودبینی‌اش دیگران را آزار دهد،   می‌گویند فلانی از دماغ فیل افتاده.

مهدی پرتوی آملی، نویسنده و محقق کتاب جامع «ریشه‌های تاریخی امثال و حکم» معتقد است که ریشه این ضرب‌المثل به زمان حضرت نوح باز می‌گردد داستان از این قرار بود که حضرت نوح که از سوی خداوند مامور می‌شود تا از تمام موجودات کره زمین یک جفت در کشتی معروفش بگذارد تا سیل و طوفان نسل آنان را منقرض نکند، یک روز می‌بیند که کشتی پر از فضولات حیوانات شده است.

۰ نظر ۲۰ دی ۹۴ ، ۱۱:۳۷

دبیرستان حاج سید حسین نوایی دولت آباد